X
تبلیغات
بیان ... اکبر نقدی سپهوند
دسته بندی : بزهکاری وجرم شناسی

نقل از سایت عصرایران

کد خبر: ۲۷۴۶۸۰

تاريخ: ۳۰ ارديبهشت ۱۳۹۲ - ۱۶:۲۱

ساعت سه و نیم صبح است و جمعیتی که برای تماشای اعدام می‌آیند هر لحظه بیشتر می‌شوند. پروژکتورها تمام فضا را روشن کرده‌اند و تا فاصله چندصدمتری که سکو، چوبه‌ دار و سربازهای سبزپوش با نقاب‌هایشان قرار دارند به راحتی دیده می‌شود.

 قرار است کوشا، پسر جوانی که همکلاسی خود مهسا را با 35 ضربه چاقو روی پل مدیریت کشته است، براساس ماده 293 آیین دادرسی کیفری و حکم قاضی پرونده، در ملاءعام اعدام شود، ملاءعامی که باعث شده، پیر و جوان، زن و مرد، کودک و بزرگسال برای تماشایش از خواب صبحگاهی خود بزنند و به اینجا بیایند. به اینجا بیایند که یکی از خشن‌ترین صحنه‌های زندگی‌شان را ببینند.

دختر جوانی با ظاهری کاملا مرتب و لاکی قرمزرنگ، برای تماشا آمده. خشن‌بارتر از دیدن صحنه اعدام، به کوشا اشاره می‌کند و می‌گوید: «اعدام برایش کم بود. باید می‌دادند دست ما، تا ریز ریزش می‌کردیم.» بعد هم نوک انگشتش را نشان می‌دهد و ادامه می‌دهد: «اینقدر! اینقدر!»

مردی آن طرف‌تر از جمعیت ایستاده و معرکه‌ای برای خود درست کرده است. او می‌گوید: «تا به حال شش اعدام در ملاءعام دیده‌ام.»

زن دیگری هم همراه همسر و پسر چهارساله‌اش آمده است. کودک را لای پتو پیچیده تا از سوز صبحگاهی و سرماخوردگی حفظش کند. هرچه طلوع خورشید نزدیک می‌شود، جمعیت هم متراکم‌تر می‌شود، ولوله‌های مردم هم بیشتر. صدای اذان که در فضا می‌پیچد، قاری حاضر در صحنه، آیه 178 سوره بقره، یعنی آیه قصاص را می‌خواند.

ترجمه آیه این است: «ای اهل ایمان برای شما حکم قصاص کشتگان چنین معین شد که مرد آزاد را در مقابل مرد آزاد و بنده را به جای بنده و زن را به جای زن، قصاص توانید کرد...» بعد هم مجری اجرای احکام، حکم اعدام کوشا را می‌خواند. ولوله‌ها بیشتر می‌شود. بعد، ماموری که لباس سبزرنگی به تن دارد و نقاب سیاهی روی سرش کشیده، چهارپایه زیر پای کوشا را می‌کشد و او رابا طناب سبزرنگ اعدام، بین زمین و آسمان معلق می‌کند. جمعیت ساکت می‌شود؛ سکوتی که از خشونت چند دقیقه پیش نشانه‌ای ندارد. ولی بعد از چند ثانیه انگار که از شوک درآمده باشد، تنها صدای فلاش دوربین‌هاست که شنیده می‌شود.

 براساس آمار سازمان عفو بین‌الملل، ۶۰‌‌درصد اعدام‌های ایران در ملاءعام انجام شده ‌است. این به معنای تقریبا دوسوم از کل اعدام‌های کشور است. جدا از اجراي حكم اعدام و تعداد آن در كشور، موضوع در ملاءعام و به‌طور کلی بازدارنده بودن این مجازات موضوعی است که همیشه مطرح بوده است. حسین میرمحمدصادقی، کسی که در اوایل ریاست آیت‌الله سیدمحمود هاشمی‌شاهرودی در قوه‌قضاییه، یعنی سال‌های 80 تا 82 سخنگوی این قوه بوده، نظری متفاوت با آنچه تا به حال بیان شده، دارد.

او که در حال حاضر، مدیرگروه حقوق جزای دانشگاه شهید بهشتی و رییس کرسی حقوق بشر یونسکو در ایران است، در ادامه به سوال‌های «بهار» درباره اعدام‌های ملاءعام و بازدارندگی آن‌ها پاسخ می‌دهد:

علاوه بر کوشا، چندین و چند اعدام در ملاءعام در سراسر کشور انجام شده است. مثل حکم اعدام زورگیران خیابان خردمند که در ضلع شمالی پارک هنرمندان اجرا شد یا اعدام در ملاءعامی که در استادیوم ورزشی سبزوار. این اعدام‌های ملاءعامی به نظر شما بیشتر بازدارنده بوده یا مخرب؟ وزن کدام یکی سنگین‌تر است؟ آیا آسیب‌های اجتماعی بیشتری را ایجاد نمی‌کند؟

مسئله اعدام و اجرای علنی آن، دو مقوله است. ممکن است افرادی موافق اعدام باشند ولی شرط‌ها و تردید‌های جدی درباره اجرای آن در ملاءعام داشته باشند. جامعه ما متاسفانه یک جامعه خشونت‌گراست. سوال اساسی این است که تا چه حد به مصلحت است ما در این روحیه بدمیم و آن را تقویت کنیم. به همین دلیل، در مفید بودن اجرای علنی مجازات کاملا تردید دارم زیرا ما باید روحیه جامعه و خشونت‌گرایی خود را تلطیف کنیم.

در مراسم اعدام‌های ملاءعامی، افراد زیادی هستند که با خشونت و تنفر زیادی برای دیدن صحنه جرم می‌آیند. مثلا درباره اعدام کوشا، از این افراد کم نبودند. کسانی که واقعا حاضر بودند، کوشا را تکه‌تکه کنند.

در بحث زورگیری و تعرض‌های جنسی که جای خود دارد. حتی در مواردی مانند جرایم اقتصادی که در کمتر کشوری حکم اعدام برایش صادر می‌شود، مردم ما باز هم به همین شدت خشن برخورد می‌کنند، یعنی خشونت را چاره هر کاری می‌دانند. کافی است در خیابان‌ها از آن‌ها درباره مثلا برخورد با گرانفروشان بپرسید، می‌گویند که این افراد را باید مثلا در تنور انداخت یا تکه‌تکه کرد تا مشکل جامعه حل شود. ولی واقعا باید بررسی کرد که چرا چند ده‌هزار نفر، صبح زود، دم طلوع آفتاب همراه با کودکان خردسال خود، آن‌قدر بیکار یا مشتاق هستند که برای تماشای اعدام می‌روند. متاسفانه این روحیه خشونت در جامعه وجود دارد که در برخوردهای روزمره هم شاهدش هستیم، ولی ما باید در پی درمانش باشیم و آن را تشدید نکنیم.

آیا واقعا نباید برای این اعدام‌های ملاءعام، فیلتر‌هایی وجود داشته باشد؟ مثلا همان قاضی که حکم ملاءعام بودن اعدامی را صادر می‌کند، فکر نمی‌کنم علاقه‌ای داشته باشد که جلوی خانه‌اش، یعنی جایی که خانواده‌اش رفت‌وآمد می‌کنند، اعدامی انجام شود؛ این‌که چهار صبح پلاکاردها و پروژکتورهایی جلوی در خانه‌ای نصب شود و بعد هم آدم‌های زیادی برای تماشا بیایند.

البته درباره بعضی جرایم شاید اگر مجازات اعدام در ملاءعام صورت بگیرد در تشفی خاطر مردم نقش داشته باشد. مثلا جرمی که به حدی شنیع است که در نقطه خاصی از کشور، افکار عمومی را تحت‌تاثیر قرار داده و وجدان عمومی را جریحه‌دار کرده است. در این حال، برای برگرداندن حس امنیت به مردم شاید شرایط ایجاب می‌کند که مجازات اعدام یا هر مجازات دیگری در ملاءعام اجرا شود. اما این موارد خیلی خاص و استثنایی است.

با این تفاسیر، می‌توان این مقوله را به تمام جرایم تعمیم داد؟ بحث مخرب و بازدارندگی بودن اعدام در ملاءعام چه می‌شود؟


به نظر من در بیشتر موارد، اعدام در ملاءعام ضررش بیش از منفعتش است. آن هم به دلیل روحیه‌ای است که گفتم در جامعه ما حاکم است. از سوی دیگر هم، فیلتر و حساب و کتابی برای دیدن صحنه خشن اعدام وجود ندارد و اجرای این مجازات‌ها تبلیغ خوبی هم برای نظام نیست. پس در شرایط فعلی ضررش بیش از سودش است.

پس به نظر شما، توجیه این موضوع چه چیزی می‌تواند باشد؟

اگر بخواهیم توجیه کنیم، باید بگوییم که مردم و خلافکاران بالقوه را از این طریق می‌ترسانیم. البته باید قبول هم کنیم که درنهایت، شاید 10‌هزار نفر برای تماشای اعدام بیایند. به همین دلیل باید پرسید که مگر ما می‌خواهیم فقط این افراد را بترسانیم. در حالی که صرف پخش خبر اعدام و برخورد با مجرمان بین مردم در فضای رسانه کفایت می‌کند و می‌تواند ترس و بازدارندگی مورد نظر را ایجاد کند. پس چه کاری است که بعضی از مردم این صحنه را حتما ببینند.

دقیقا، ضمن این‌که به نظر جامعه‌شناسان، تیپ‌های شخصیتی خاصی برای تماشای صحنه اعدام می‌روند؛ افرادی که اصولا خود خشونت دارند.

بله. حتی تحقیقی چند سال پیش، در انگلیس نشان داده که این‌گونه مجازات‌ها حتی بدآموزی هم دارد. به همین دلیل، یکی از مواردی که باعث شد این کشورها اجرای اعدام در ملاءعام را (قبل از لغو کلی اعدام) لغو کنند، این بود که افرادی که برای تماشا می‌آمدند، مجرم را یک قهرمان می‌پنداشتند. مثلا، در بعضی موارد از قبیل قتل‌های ناموسی که اتفاق می‌افتد، مجرم خود را قهرمان و محق می‌داند و زمانی که چنین تفکری داشته باشد، در چهره‌اش نمود پیدا می‌کند. مثلا لبخند‌هایی از سر اعتمادبه‌نفس و محق بودن می‌زند و درنهایت همان چیزی می‌شود که گفتم، یعنی جنبه بدآموزی برای تماشاچی‌ها ایجاد می‌کند و از قبح عمل در ذهن آنان می‌کاهد.

جدا از بحث آسیب‌های اجتماعی که می‌تواند این قبیل جرایم داشته باشد، تعریف‌های شرع و فقه از این موضوع چیست؟

ما در قرآن درباره اجرای علنی مجازات‌ها، فقط درباره جرم زنا آیه‌ای داریم که آن هم می‌فرماید: «ولیشهد عذابهما طائفه من المومنین». یعنی زمانی که در مجازات زنا، شلاق برای هر دوطرف اجرا می‌شود، افرادی، اجرای حکم شلاق را مشاهده کنند. این را اجرا در ملاءعام می‌گویند. وقتی هم آیه تفسیر می‌شود، مشخص می‌شود که می‌گویند، طایفه‌ای از مومنان که در این آیه آورده شده، به معنای حداقل یک‌نفر است. یعنی حتی اگر یک‌نفر اجرای حکم را ببیند، کفایت می‌کند و در واقع به دستور آیه عمل شده است.

قضیه اعدام‌های دیگر در ملاءعام چه می‌شود؟


همان‌طور که گفتم، در قرآن صحبت فقط از جرم زناست. درباره آن هم حتی دیدن یک‌نفر مثلا در خود محوطه زندان کفایت می‌کند. پس می‌بینیم که اجرای علنی کلیه مجازات‌ها به هیچ عنوان الزام شرعی ندارد که باعث شود حتما به آن عمل کنیم که انجام ندادن آن مخالف شرع باشد.

پس فکر می‌کنید انجام اعدام‌های ملاءعام با این تعداد بالا به چه علت است؟


بیشتر از سلیقه‌ها ناشی می‌شود. بعضی از روسای قوه‌قضاییه اعتقاد داشته‌اند که اجرای اعدام در ملاءعام می‌تواند بازدارندگی ایجاد کند. به هرحال الان مسئله به حکم قاضی برمی‌گردد. او باید تشخیص دهد که در ملاءعام باشد یا نه. شبیه همین امر، در گرداندن اراذل و اوباش هم صادق است. نه می‌توان گفت که هیچ اثری ندارد و نه می‌توان گفت که بازدارندگی صددرصد ایجاد می‌کند و بدون آثار منفی است. باید شرایط خاص هر دو مورد را سنجید.

صحبت از بازدارندگی کردید، چند ماه پیش، چند پسر جوان در خیابان خردمند به جرم زورگیری‌ که انجام داده بودند، اعدام شدند. به گزارش پلیس آگاهی، در همان روز اعدام، 9 مورد زورگیری دیگر در تهران اتفاق افتاد. با توجه به این‌که اعدام با کلی حاشیه اتفاق افتاد و فیلمش در شبکه‌های اجتماعی پخش شده بود. علت این‌که با وجود این اقدام سلبی قوه‌قضاییه و پلیس باز هم این جرم اتفاق می‌افتد، چیست؟

قطعا چنین نیست که مجازات‌ها به‌طور کامل بازدارنده باشند. این طور هم نیست که اگر درباره جرمی، مجازات سنگین اعدام صادر شود، وقوع چنین جرمی کاهش پیدا کند. مثلا در بحث زورگیری‌ها یا حتی تعرض‌های جنسی که اصولا اعدام‌هایشان خیلی پرسروصدا هم انجام می‌شود، باز شاهد بروز این قبیل جرایم در حد گسترده هستیم.

پس باید بگوییم که اعدام به هیچ عنوان بازدارندگی ندارد؟

نمی‌توان گفت که صددرصد هم بازدارنده‌ است، ولی از طرف دیگر اگر فکر کنیم که شدت هم هیچ تاثیری در بازدارندگی ندارد، به نظرم تفریط است، زیرا با تجارب روزمره متوجه می‌شویم که شدت مجازات می‌تواند از ارتکاب خلاف از سوی افراد جلوگیری ‌کند. مثلا همین پارکینگ ممنوع، اگر جریمه‌اش‌ هزار تومان باشد تا 100‌هزار تومان، آیا فرقی نمی‌کند. بنابراین از این جهت هم نمی‌توان از این طرف بوم افتاده، گرفتار تفریط شده و گفت که شدت مجازات هیچ تاثیری در بازدارندگی ندارد. تاثیر دارد ولی کاملا تعیین‌کننده نیست. بالاخره در حد خودش باید برایش تاثیر قائل شد.

به طور کلی، نظرها درباره اعدام چگونه است؟

طبیعتا مخالفان و موافقانی دارد. دلیل موافقان از جمله بازدارندگی و ارعاب است و در نتیجه آنان معتقدند، هیچ مجازاتی نمی‌تواند جای اعدام را بگیرد. آن‌ها می‌گویند اگر مثلا محکوم به حبس ابد در زندان جرمی مرتکب شود دیگر بالاتر از حکم حبس، حکمی برایش وجود ندارد. پس باید مجازاتی مانند اعدام وجود داشته باشد تا بتوان مجرم را از سزای عملش ترسانید.

مخالفان چه می‌گویند؟

آنها هم آمار نشان می‌دهند و می‌گویند، مجرم زمانی که جرمی انجام می‌دهد به عاقبت آن فکر نمی‌کند و خیلی وقت‌ها خودش را زرنگ‌تر از آن چیزی می‌داند که دستگیر شود. مخالفان، آمار و مثال‌های زیادی هم می‌زنند. مثلا در آمریکا یکی از زندانی‌هایی که خودش سازنده اتاق گاز در داخل محوطه زندان بود بعد از آزادی از زندان، مرتکب قتل شد. زمانی هم که از او سوال شد تو که خودت اتاق گاز را درست کردی و علی‌الاصول باید پیامد عملت را می‌دانستی، چرا مرتکب قتل شدی، در جواب گفت که در لحظه ارتکاب قتل، هیچ‌وقت به اعدام شدن و عاقبت کار، فکر نمی‌کرده است. به همین دلیل مخالفان می‌گویند که اعدام بازدارندگی جدی ندارد و عمدتا ترس از اعدام در لحظه اعدام شدن گریبان مجرم را می‌گیرد.

یعنی شبیه کشور ما هستند؟

آمار جرایم در کشور ما هم نشان از این قضیه دارد. حداقل درباره موادمخدر که این طور بوده است. در دوران‌های مختلف اعدام‌های متعددی وجود داشته ولی هیچ گاه این قبیل جرایم کاهش پیدا نکرد. به گفته جرم‌شناسان عوامل جرم متعدد است و باید آن عوامل را از بین برد تا جرم ارتکاب نیابد. پس نمی‌توان صرف اعدام و تشدید مجازات، امیدوار بود که جرم کاهش پیدا کند.

بحث از موادمخدر شد. براساس آمار، 80‌درصد اعدام‌های سال گذشته ایران، درباره موادمخدر بوده است. همین‌طور براساس گزارش سازمان عفو بین‌الملل، ایران در زمینه اعدام، رتبه اول در خاورمیانه و رتبه دوم در جهان را دارد. با توجه به اعدام قاچاقچیان مواد مخدر شاید اگر حکم اعدام برای آن‌ها صادر نشود، این رتبه‌ها هم از آن کشور دیگری شود. درباره این جرم چه؟ می‌توان صحبت از بازدارندگی مجازاتش کرد؟

درباره بحث موادمخدر، گاه سنگینی جرم، صرفا نرخ اقدامات فرد را بالا می‌برد. یعنی اگر فردی مثلا حاضر شود، یک کیلو موادمخدر را به نرخ خاصی حمل کند، در صورتی که مجازات این جرم به اعدام تبدیل شود، آن نرخ بالا می‌رود ولی اقدام مربوطه لزوما متوقف نمی‌شود. زیرا عوامل دیگری مانند فقر و مشکلات مالی و اجتماعی هم در سوق دادن افراد به ارتکاب این جرایم دخیل هستند. از طرف دیگر هم گفتیم که متهم همیشه فکر می‌کند که زرنگ‌تر از آن است که دستگیر شود.

نظر شما درباره رتبه‌بندی ایران در اعدام‌ها چیست؟

در کشور ما به‌طور کلی ارائه آمار با اشکال روبه‌رو بوده است. چون آمار خیلی دقیق و قابل اتکایی وجود ندارد. نه فقط درباره پرونده‌های قضایی یا اعدام بلکه درباره موضوعات اقتصادی و جمعیت هم آمار دقیقی نداریم. به همین دلیل نمی‌توانم بگویم که این آمار درست است یا نه. ولی درباره این‌که در کشور ما تعداد اعدام زیاد است شاید تردیدی نباشد. حتی با دیدن خبرهای روزنامه‌ها هم می‌توان این موضوع را فهمید.

این آمار‌گیری درست است؟ زیرا به گفته کارشناسان آمار باید براساس جرم‌خیز بودن جامعه و فاکتور‌های دیگر سنجیده شود.

طبعا این قبیل آمار‌ها به نسبت جمعیت سنجیده می‌شود. به نظرم این موضوع در این آمار رعایت شده است. ولی البته میزان جرم‌خیز بودن جامعه هم باید بررسی شود. مثلا ایران در راه ترانزیت موادمخدر از افغانستان به اروپا قرار دارد. پس از این نظر هیچ‌وقت قابل مقایسه با سوئد و سوییس نیست. پس طبیعی است که باید به این معیار‌ها هم توجه کرد.

در حال حاضر، در 140 کشور دنیا، مجازات اعدام رسما منسوخ شده و چنین حکمی دیگر صادر نمی‌شود. همین‌طور، در یک‌دهه گذشته در ۲۸‌ کشور مجازات اعدام انجام می‌شده که سال گذشته، این نوع مجازات در ۲۱‌ کشور انجام شده است. با توجه به فشار‌هاي بين‌المللي و سياسي درباره لغو مجازات اعدام، آيا در كشور ما اين احكام تعطيل بردار است؟

اگر بخواهیم درباره وضعیت کشور خودمان فکر کنیم باید بگوییم که حذف مجازات اعدام به‌طور کلی، نه شدنی است و نه مورد تایید عامه مردم. یعنی در جرایم شنیع، بسیاری از مردم، درست یا غلط، طرفدار مجازات اعدام هستند و اگر اعدام صورت نگیرد جامعه آرام نمی‌گیرد. ضمن این‌که در مواردی هم دلیلی برای اعدام نکردن مجرم وجود ندارد. مثلا درباره کسی مانند بیجه که بیش از 20 پسربچه را مورد تعرض قرار داده و بعد هم کشته بود، واقعا بر چه اساسی می‌شود گفت که این فرد نباید اعدام شود. ضمن این‌که برای بعضی از اعدام‌ها، مثلا آنچه شکل، قصاص به خودمی‌گیرد، مبنای شرعی وجود دارد.

درباره اعدام‌هایی که نباید باشد چه می‌توان گفت؟

زیاده‌روی در اعدام در بسیاری از موارد، تحت عناوین مبهمی مانند افساد فی‌الارض، که در قانون تعریف دقیقی از آن نشده، به نظر من غلط است. چراکه جرایم مستوجب اعدام باید به صورت کاملا دقیق در قانون تعریف و مشخص شود و در آن موارد فقط قاضی بتواند رای به اعدام بدهد. دادگاه‌های تجدید نظر هم باید پیش‌بینی شود زیرا اعدام مجازات غیرقابل بازگشت است تا به این ترتیب اشتباهی در صادر شدن این حکم به وجود نیاید. در این صورت می‌توان مجازات اعدام را پذیرفت و در سایر موارد از دیگر مجازات‌ها استفاده کرد.

مجازات‌های ديگري كه می‌گویید، در قانون به چه صورت آورده شده است؟

در فقه اسلامی سه نوع مجازات داریم؛ حد، قصاص و تعزیر. گاه دیه هم از انواع مجازات‌ها به حساب می‌آید. تعزیر یعنی ادب کردن و مجازات جرمی است که در شرع میزان آن بحثی نشده است. حد و قصاص هم که مشخص است. ولی باقی مجازات‌ها همه در قالب تعزیرات قرار می‌گیرد. یعنی چند‌هزار جرمی که وجود دارد، مجازات همه‌شان، تعزیری است و تعیین آن به نظر قاضی یا قانونگذار بستگی دارد. از آنجایی هم که تعزیر به معنای ادب کردن است، پس مجازات اعدام نمی‌تواند به عنوان تعزیر باشد. به همین دلیل به نظر من نمی‌توان برای هیچ جرم تعزیری حکم اعدام صادر کرد.

پس چرا برای قاچاق موادمخدر اعدام صادر می‌شود؟

اعدام محدود به مواردی مانند قصاص نفس یا بعضی جرایم حدی، مثل زنای به عنف یا تکرار بعضی جرایم جدی دیگر است. بنابراین می‌توان تردید داشت که مواردی مانند قاچاق موادمخدر که نه حد است و نه قصاص را نمی‌توان به عنوان تعزیر، حکم اعدام برایش صادر کرد. مگر این‌که عنوان افساد فی‌الارض داشته باشد که باز هم این جرم، به‌طور دقیق در قانون تعریف نشده و مشکلات خاص خود را دارد. درحالی‌که باید دقت کنیم جرایمی که مستوجب اعدام هستند، دقیقا در قانون ذکر و عناصر مادی و معنوی جرم هم بیان شود تا اگر کسی محکوم به اعدام شد مبنای آن مشخص باشد و درضمن بتواند تجدید نظرخواهی کند.

این که مواردی در قانون به‌طور دقیق آورده نشده، به چه معناست؟

مثلا مورد حکم سب‌النبی، چند سال پیش در همدان دادگاهی تشکیل و رای به اعدام صادر شد. ولی بعدها، متهم تبرئه شد. خب این تفاوت نشان از بی‌تکلیفی قانون در تعریف و مصادیق حکم سب‌النبی دارد زیرا یک‌بار می‌تواند حکم اعدام صادر و کلی هزینه سیاسی و بین‌المللی به کشور وارد کند و یک‌بار هم در دادگاهی دیگر آن مجازات به مجازاتی بسیار ناچیز یا حتی برائت کامل تبدیل شود.

این اتفاق چه دلیلی دارد؟

مثلا در همین مورد ذکرشده، براساس ماده 513 قانون مجازات اسلامی اگر کسی «سب‌النبی» باشد، اعدام می‌شود. ولی در این ماده قانونی، تعریفی از این جرم ارائه نشده است؛ این‌که در چه مواردی عمل مرتکب، جرم است و مجازات اعدام در پی دارد. به این ترتیب اگر به‌طور کلي جرایمی که حکم اعدام دارد به‌طور دقیق و واضح در قانون تعریف شود، گاه می‌تواند جلوی صادر شدن این احکام را بگیرد. نه این‌که دادگاهی در همدان تشکیل شود و تشخیص دهد جرم سب‌النبی اتفاق افتاده و حکم اعدام صادر کند ولی بعد به برائت منتهی شود.

علاوه بر قاچاق موارد مخدر یا اعدام‌هایی از نوع سب‌النبی، اگر برسیم به موارد دیگری از اعدام، مثلا همان زورگیری خیابان خردمند که البته در ابتدا هم به آن پرداختیم، درباره این قبیل جرایم چه می‌گویید؟

درباره موضوعاتی مثل زورگیری و مخصوصا مورد خیابان خردمند، شاید انعکاس مطبوعاتی و پخش شدن فیلم در شبکه‌های اجتماعی، باعث سختگیری بیشتر قضات شد و نتیجه‌اش هم این بود که در عرض یک ماه حکم اعدام برای متهمان صادر و اجرا شد.

در این موارد، وقتی مردم از موضوعی اینچنین باخبر می‌شوند، خود به خود به قوه‌قضاییه، پلیس و قاضی‌ها فشار وارد می‌شود تا برخورد‌ها سنگین‌تر شود. تبعات این برخوردهای احساسی، گاه درنهایت باعث رعایت نشدن عدالت می‌شود زیرا دو نفر جرم مشابهی انجام می‌دهند اما یکی به دلیل رسانه‌ای شدن اعدام می‌شود و دیگری چون جرمش در جایی منعکس نشده، مجازات سبکی می‌گیرد. البته باید از چنین اقداماتی که منجر به حکم‌هایی اینچنین دوگانه می‌شود جلوگیری کرد.

یعنی فقط افکار عمومی و پخش شدن فیلم منجر به چنین حکم‌هایی می‌شود؟ به استناد چه ماده قانونی حکم یکی اعدام و دیگری زندان می‌شود؟

نه این‌گونه هم نیست. موضوع این است که خود زورگیری وصف مجرمانه نیست. ولی معمولا زمانی برای این موارد مجازات اعدام صادر می‌شود که از مصادیق محاربه باشد که در آن صورت یکی از مجازات‌هایش اعدام است. البته چهار مجازات دارد که فقط یکی از آن‌ها اعدام است.

چه کسی تشخیص می‌دهد زورگیری در چه مواردی محاربه است و در چه مواردي نیست؟

محاربه از جمله جرایمی است که تفسیربردار است و به‌طور دقیق در قانون تعریف نشده است. ولی در ماده 183 قانون مجازات اسلامی، کسی که برای سلب آزادی و امنیت مردم، دست به سلاح ببرد، محارب است. البته تبصره ماده هم می‌گوید، اگر عمل جنبه‌ خصوصی داشته باشد، محاربه نیست. مثلا شاید زورگیری چاقو زیر گلوی کسی بگذارد ولی چون در ملاءعام نیست، جنبه ‌خصوصی بگیرد و محاربه تلقی نشود. اما اگر همین کار در مسیر پررفت‌وآمدی صورت بگیرد محاربه و حکم سنگین اعدام برایش صادر مي‌شود. به این ترتیب، ممکن است موارد مختلف از نظر مردم به‌طور یکسان زورگیری باشد ولی در عمل، از نظر حکم قانونی متفاوت است. یکی با شرایط محاربه هماهنگ است و دیگری نیست.

بازدارندگی به کنار، به نظر شما چقدر قوه‌قضاییه به بحث پیشگیری توجه می‌کند؟ آیا بررسی‌های علمی انجام می‌شود؟

به مسئله پیشگیری در بند پنجم اصل 156 قانون اساسی، اشاره شده که ادای آن، از وظایف قوه‌قضاییه است. می‌توان به جرات گفت که یکی از اصول قانون اساسی که به‌طور کلی مغفول مانده و اجرایی نشده همین بند پیشگیری است که از اصول اساسی و مهم قانون اساسی هم حساب می‌شود.

دلیلش چیست؟ این مسئله هم سلیقه‌ای است؟

بسیاری از موارد پیشگیری علاوه بر قوه‌قضاییه نیازمند عزم جدی سایر قواست. مثلا چه کسی کتمان می‌کند که بحث موادمخدر و قاچاق، ناشی از فقر و بیکاری است. در این زمینه‌ها، احتیاج به همکاری چند نهاد و سازمان است زیرا قوه‌قضاییه به تنهایی نمی‌تواند درباره فقر و بیکاری، اقدامی انجام دهد. دولت طبعا در اینجا وظیفه بیشتری دارد. پس همه باید کمک کنند و قوه‌قضاییه محور کار شود. این اقدامات منوط به این است که قانونی عادی وضع شود که شیوه اجرایی شدن این بند را روشن کند. در حال حاضر لایحه‌ای در مجلس برای عملی شدن این بند وجود دارد که هنوز به نتیجه نرسیده است. البته واحدهای پیشگیری در کنار قوه‌قضاییه و نیروی انتظامی درست شده، ولی هیچ‌وقت به‌طور جدی به آن‌ها پرداخته نشده است. بخشی از آن، همان‌طور که گفتم ناشی از نداشتن قانون خاصی است که شیوه اجرای بند 5 را روشن کند.

جدا از بحث پیشگیری و سلایق، می‌خواهم درباره اعدام‌ها و البته آسیب‌هایی که برای خانواده مجرم به وجود می‌آید سوال کنم. کسی که اعدام می‌شود، عکسش در تمام شهر و کشور پخش می‌شود. خانواده، پسر یا دختر این مجرم چه گناهی کرده است؛ به نظر شما این نمی‌تواند عاملی باشد برای این‌که این افراد از جامعه انزجار پیدا کنند؟ در حالی که عملا آن‌ها جرم و گناهی مرتکب نشده‌اند.

طبعا چنین موضوعی اتفاق می‌افتد. با توجه به اصل شخصی بودن مجازات‌ها و این‌که مجازات فقط باید درباره مجرم اجرایی شود، تلاش این است به افرادی که شما اشاره می‌کنید، آسیب نرسد. ولی باید قبول کرد که نمی‌توان به‌طور کامل مانع این امر شد. به عبارت دیگر هر مجازاتی وقتی حبس اجرا شود این تبعات را هم به دنبال دارد. به همین دلیل در کشور ما تا زمانی که جرم ثابت نشود نباید اسمی از متهم آورده ‌شود. البته همان‌طور که گفتم صددرصد نمی‌توان جلوی تبعات را بر خانواده مجرم گرفت ولی باید تا حد امکان تلاش کرد که اطرافیان فرد آسیب نبینند و متضرر نشوند.

 


دسته بندی :

کلاسهای درس استادان محترم؛ آقایان دکتر ایرج گلدوزیان و دکتر جواد طهماسبی بطور فوق العاده در روزهای پنج شنبه و جمعه هفته جاری صبح و عصر تشکیل می شود. دانشجویان عزیز دوره کارشناسی ارشد حقوق جزا و جرم شناسی، می توانند جزییات برنامه را از دفتر هماهنگی دانشکده حقوق جویا شوند.


دسته بندی : آگهی ها
براساس آخرین اطلاع، کلاسهای درس استاد دکتر طهماسبی این هفته تشکیل خواهد شد. لطفا با دفتر هماهنگی دانشکده تماس بگیرید.


دسته بندی :


                                                                            عکسهـایی دلخراش از جـنگ و  ویرانــی در ســوریـــه


http://www.lolzilla.net/images/09033092594396215009.jpg


http://www.lolzilla.net/images/81151664564458786084.jpg


http://www.lolzilla.net/images/28754884926284483043.jpg


http://www.lolzilla.net/images/62293078468008839294.jpg


http://www.lolzilla.net/images/38430108429645059960.jpg


http://www.lolzilla.net/images/39610726928377868359.jpg


http://www.lolzilla.net/images/87784516399404890157.jpg


http://www.lolzilla.net/images/21402783631976150486.jpg


http://www.lolzilla.net/images/12885102520099830912.jpg


http://www.lolzilla.net/images/55132220430671792114.jpg


http://www.lolzilla.net/images/78259754147180821889.jpg


http://www.lolzilla.net/images/21144888736416819835.jpg


http://www.lolzilla.net/images/05957559835735742727.jpg


http://www.lolzilla.net/images/18448406255642017920.jpg


http://www.lolzilla.net/images/80976847748449549255.jpg


http://www.lolzilla.net/images/61219635120747641695.jpg



http://www.lolzilla.net/images/99455011741057797682.jpg




دسته بندی : بزهکاری وجرم شناسی
یکی از دانشجویان عزیز متن ذیل را در بخش نظرات وبلاگ در 27/1/92 درج نموده اند:

با سلام و درود فروان خدمت استاد ارجمندم جناب آقای نقدی
امیدوارم انتقادی را که ذیلا خدمتتان عرض میکنم موجب رنجش خاطر حضرتعالی نشده بلکه گامی باشد در جهت پیشرفت ما و شما .
همانطور که استحضار دارید برای درس جرم شناسی کتاب آقای وایت را ارائه داده اید که متاسفانه بنده مطالبی را که در کلاس به آن اشاره می نمایید را برای تکمیل مبحث در کتاب جستجو میکنم که تا کنون چیزی پیدا نکرده ام .امیدوام استاد عزیزم که تمام دغدغه اش انتقال تجربیات به دانشجو است یه کم با منعبی که معرفی نموده اند هماهنگ باشند .دوستدار همیشگی تان .دانشجوی حقوق ورودی

پاسخ:

دوست گرامی:در جلسات ابتدایی درس جرم شناسی اعلام نمودم که به جای بخش اوّل کتاب آقای وایت و خانم هینز، کلیات مربوط به جرم شناسی عمومی از قبیل تعریف جرم شناسی، موضوعات جرم شناسی، روش تحقیق در جرم شناسی و مراحل آن، شاخه های جرم شناسی و مانندآن در کلاس درس ارایه می شود.سپس، نظریه های جرم شناسی بعنوان بخش دوم درس از کتاب مزبور تدریس می شود.  


دسته بندی : آگهی ها

 

بدین وسیله به اطلاع دانشجویان عزیز دوره کارشناسی ارشد می رساند:

کلاسهای حقوق جزای عمومی (1) و حقوق جزای اختصاصی(1) و حقوق جزای اختصاصی تطبیقی  توسط استاد دکتر ایرج گلدوزیان روزهای چهارشنبه21/1/92 و پنجشنبه22/1/92  هفته جاری در دانشکده حقوق برگزار می شود.برای کسب اطلاع از ساعت و شماره کلاس به دفتر هماهنگی دانشکده مراجعه شود.

مدیر گروه حقوق جزا و جرم شناسی


دسته بندی : آگهی ها

سال نو بر همه مبارک!


دسته بندی : نوشته هایم

از دوستان و دانشجویانی که به این وبلاگ سر زده و اظهار عقیده و انتقاد کرده اندِ بی نهایت سپاسگذارم. بدیهی است که من نیز چون هرکس دیگر دارای نقصها و معایبم و بربعضی واقفم و بر بعضی دیگر جاهلم. لطف دوستان قطعاْ می تواند بسیار دستگیرم باشد. با این وجود آنچه را که فکر می کنم از حقایق دریافته ام بر آن پای می فشرم و آنچه را که مظنونم یا مردُد با احتیاط برمی خورم.براستی چگونه می توان شایست را از ناشایست تشخیص داد؟ ملاک این امر چه می تواند باشد؟ آیا آنچه را که اکثرهم لایعلمون می پسندند می توان قابل پیروی دانست یا آنچه را که اقلیت راسخون در علم و دانشوران تصدیق می نمایند باید پی گرفت ؟ آیا عالم در آنچه که بدان واقف است باید چشم بپوشد و رضایت خاطر نادان تر از خود را ملاک درستی عمل خود قرار دهد؟شاید بروز چنین تردیدهایی سوای پاره ای مشکلات عاطفی روانی مربوط به شرایط سیاست زدگی جامعه ما باشد که در هرحال حتی در امور تخصصی و فنی نیز باید از عامه تقلید نمود و هرآنچه را ایشان می پسندند تصدیق نمود! به هر حال چه باید کرد؟


دسته بندی : آگهی ها

بإسمه تعالی

آگهی تشکیل کلاس

قابل توجّه دانشجویان  رشته حقوق جزا و جرم شناسی دوره کارشناسی ارشد:

 


به اطلاع می رساند کلاسهای درس استاد دکتر ایرج گلدوزیان شامل حقوق جزای عمومی و... ، از ساعت۱۵ عصر روز پنج شنبه۱۰/۱۲/۹۱ و صبح جمعه ۱۱/۱۲/۹۱در  دانشگاه برگزارمی شود.لطفاْ به دوستانتان نیز اطلاع دهید.


دسته بندی : نمونه سوالهای امتحانی

الف) مدیر دفتر دادگاهی ، عدد صفر را از جلوی عدد 3  که نمایانگر عدد 30 بود ؛ محو و 30 روز استراحت پزشکی را به 3 روز تقلیل داده است.

1. اقدام فرد مزبور مشمول کدامیک از عناوین جعل مادّی یا مفادی قرار می گیرد؟چرا؟ مستند قانونی شما چیست؟پاسخ:

 

 

 

 

2. اقدام فرد مزبور، جعل در سند و نوشته ی رسمی است؟ یا غیر رسمی؟چرا ؟ مستند قانونی شما چیست؟پاسخ:

 

 

 

 

 

ب) فردی به نام« الف » بسته ای حاوی 20 عدد سکّه طلا را که یک طرف آنها شبیه سکّه های طلای بهار آزادی و طرف دیگر آنها شبیه سکّه های طلای پهلوی (حکومت قبلی ایران) بود ولی وزن و عیار آنها از سکّه های معمولی رایج بهار آزادی و پهلوی ، کمتر بود ،  در هامبورگ آلمان ، به شخصی به نام«ص» داد تا آنها را با خود به ایرا ن برده ، آنها را به همسرش تحویل نماید.«ص» در بدو ورود  به ایران در فرودگاه توسّط مأمور ان  مستقر در فرودگاه دستگیر شد:

1.  در صورتی که شما بازپرس این پرونده باشید ، چه اتّهامی را به «ص» تفهیم و از او تحقیق و باز جویی خواهید نمود؟ چرا ؟ مستند قانونی شما چیست؟

 

 

2. آیا در فرض سؤال «ص» می تواند مجرم محسوب شود ؟مستند قانونی  و استدلال شما چیست؟

 

 

 

ج) شخصی به نام «ظ» که ظاهری تنومند و ترسناک دارد ؛ برای ترساندن مردم و سلب امنیت از ایشان، یک کارد آشپزخانه را در دست گرفته آن را به حاضران نشان داده آنها را تهدید  نمود . این امر موجب ایجاد هراس در میان اهل محل و احساس ناامنی در میان ایشان شد. به گونه ای که تعدادی از کسبه کار خود را

تعطیل کردند و کسی جرأت عبور از مقابل «ظ» و یا نزدیک شدن به او را نداشت.:

1. آیا در فرض سؤال«ظ» می تواند محارب محسوب شود؟

 

2. چرا؟ استدلال شما کدام است؟ بیان نمایید.

 

 

 

 

3. مستند قانونی شما چیست؟

د) از شخصی به نام «غ» تعدادی نقشه و عکس و فیلم مه مربوط به یکی از مکانهای نظامی ممنوعه است؛ کشف شده است.پس از بررسی های لازم احراز شده است که نابرده نقشه ها و عکسها و فیلمهای مزبور را شخصاً از محل مورد نظر تهیه نموده است تا آنها را در اختیار شخصی قرار دهد که قصد دارد به آنها در یک دعوای حقوقی  علیه سازمان نظامی مورد نظر در دادگاه استناد نماید.

1. آیا به نظر شما «غ» مجرم است؟

2. مستند قانونی شما چیست؟

3. استدلال شما چیست؟

 

 

موفّق باشید.


دسته بندی : نمونه سوالهای امتحانی

 

1.       به نظر شما لفظ حقوق در اصل 22 قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران ،مصداق کدامیک از معانی حقوق است؟ چطور؟ توضیح دهید.

حيثيت‏، جان‏، مال‏، حقوق‏، مسكن‏ و شغل‏ اشخاص‏ از تعرض‏ مصون‏ است‏ مگر در مواردي‏ كه‏ قانون‏ تجويز كند.

اصل‏22

2.      انواع حق از نظر منشأ وجودی کدامند؟ نام ببریید.

3.     مقصود از حقوق غیر مالی چیست؟توضیح دهید.

4.     حقهای خصوصی چه تفاوت بارزی با حقهای عمومی دارند؟

5.     ویژگیهای قاعده های حقوقی را با ویژگیهای قاعده های اخلاقی مقایسه نمایید.

6.      نظریه تحقّقی اجتماعی را توضیح دهید.

7.     قانون چیست؟تفاوت اساسی آن با عرف کدام است؟

 


دسته بندی : آگهی ها
به اطلاع دانشجویان عزیز کارشناسی ارشد حقوق جزا و جرم شناسی  واحد خرم آباد می رساند:

استاد دکتر ایرج گلدوزیان صبح روز جمعه ۱۵ دیماه جاری جهت تکمیل جلسات دروس خود در دانشگاه آزاد اسلامی خرم آباد حضور خواهند داشت. ضروری است دانشجویان گرامی حضور داشته و مراتب را به سایر دوستان نیز اطلاع دهند.


دسته بندی :
کد خبر: ۲۹۴۱۲۵
تاریخ انتشار: ۰۷ دی ۱۳۹۱ - ۱۹:۲۷
دکتر مرضیه وحیددستجردی در یادداشتی از تمامی همکاران خود و همچنین آحاد ملت ایران حلالیت طلبید و خداحافظی کرد.

به گزارش «تابناک» متن کامل این یادداشت در پی می آید:

« بسمه تعالی

معاونین، مشاورین و قائم مقامان محترم وزیر

روسای محترم دانشگاههای علوم پزشکی کشور

همکاران گرامی

سلام علیکم؛

خداوند منان را شاکرم که طی بیش از سه سال مسئولیت تصدی وزارت بهداشت،درمان و آموزش پزشکی، با دعای خیر ملت شریف ایران و تلاش یکایک شما همکاران گرامی در ستاد، دانشگاه‌های علوم پزشکی و شبکه‌های بهداشتی درمانی، اعضای محترم دولت، نمایندگان محترم مجلس شورای اسلامی، روسای محترم کمیسیون‌های تخصصی مجلس، اعضای محترم کمیسیون بهداشت و درمان مجلس به ویژه رییس محترم کمیسیون و سایر مجموعه‌های نظام سلامت شاهد فعالیت‌های مهم، تأثیر گذار و تحول آفرین در عرصه سلامت کشور بودیم.

امروز، نظام سلامت ما با طراحی بدیعی در زمینه آموزش، پژوهش و ارائه خدمات در قالب منویات و رهنمودهای مقام معظم رهبری (مد ظله العالی) ، نقشه جامع تحول نظام سلامت کشور، نقشه جامع علمی حوزه سلامت و قانون برنامه پنج ساله پنجم توسعه جمهوری اسلامی ایران، مسیر چشم انداز ترسیم شده سلامت در جمهوری اسلامی ایران را طی می‌کند.

اینجانب دست‌یابی به موفقیت‌های اخیر در عرصه سلامت کشور را مرهون توفیقات و تفضلات الهی و تلاش شبانه روزی، تعهد، تجربه و همدلی مجموعه کارامد همکاران خود در نظام سلامت و حاکمیت تدبیر، عقلانیت و جلوگیری از مداخلات غیر کارشناسی می‌دانم و امیدوارم با عزم و اراده جدی و تداوم تلاش‌ها، همچنان شاهد ارتقای آموزش و پژوهش و ارائه خدمات در حوزه سلامت و تحقق بیش از پیش "عدالت در تأمین سلامت مردم" به عنوان یکی از مهمترین رسالت‌های نظام مقدس جمهوری اسلامی ایران باشیم. بدون شک حوزه سلامت نیازمند حمایت همه جانبه و جدی مسئولین نظام و همدلی همه دست اندرکاران مدیریت کشور است.

حال که مدیریت اجرایی کشور مرا از انجام وظایف و ادامه مسئولیت نظام سلامت کشور معاف نموده است، بر خود فرض می‌دانم از یکایک همکاران گرامی، خصوصاً معاونین، مشاورین، قائم مقامان، روسای دانشگاه‌های علوم پزشکی و سازمان‌های تابعه و کلیه اعضای خانواده بزرگ سلامت، اساتید، کارکنان و دانشجویان قدردانی و سپاس گزاری کرده و از کلیه همکاران و همچنین آحاد ملت عزیز ایران که بعضاً به دلایل مختلف نتوانسته‌ام به خواسته‌های ایشان تحقق بخشم، طلب حلالیت می‌نمایم.

از خداوند متعال خواستارم، خدمات و فعالیت‌های ارزشمندی که در نظام سلامت در حال انجام است، با قوت و قدرت بیشتری تداوم یافته و بیش از پیش مایه عزت و سربلندی کشور عزیزمان گردد.»

مرضیه وحید دستجردی
 

دسته بندی : آگهی ها

به اطلاع دانشجویان دوره کارشناسی ارشد حقوق جزا و جرم شماسی می رساند؛ کلاسهای درس به شرح زیر در روز جمعه هفدهم آذرماه جاری تشکیل خواهد شد:

۱- استاد  دکتر گلدوزیان از ساعت ۹ صبح تا ۱۵ عصر

۲- کلاسهای درس استاد دکترطهماسبی به روزهای پنچ شنبه و جمعه هفته ی بعد موکول گردید.

لطفا به اطلاع همکلاسی هایتان نیز برسانید.


دسته بندی : کار تحقیقی 1و2

با موضوع پیشنهادی شما برای درس سمینار به شرح زیر موافقت گردید:
مسئوليت كيفري در شركت سهامی خاص 


دسته بندی : فلسفه حقوق
حجت‎الاسلام علیرضا پناهیان؛
نظم تمدن غرب نامشروع است/ کارت ساعت‎زنی کسی را برای زندگی جهادی تربیت نمی‎کند
 مشرق- در این میان هستند کسانی که در عین جدی گرفتن حرف‎هایش می‎گویند «ما روی حرف‎‎های ایشان حرف داریم.» همه این‎ها از پناهیان شخصیتی غیره ساده (بخوانید پیچیده) ساخته است که منجر به سخت شدن فهم «حرف حساب» این شخصیت مذهبی-سیاسی شده است. به قول یک دوست ریزبین، ما چند پناهیان سراغ داریم: پناهیان روضه‎خوان، پناهیان سخنران، پناهیان منتقد وضع موجود، پناهیان توجیه‎کننده وضع موجود، پناهیان نظریه‎پرداز و پناهیان کنش گر.

او بر این اعتقاد است که مخاطب ایشان تنها زمانی می‎تواند او را به‎درستی بفهمد (ویا احیانا به‎درستی نقد کند) که متوجه باشد در حال تعامل با کدام پناهیان است. در این مصاحبه حجت‎الاسلام پناهیان در قامت یک نظریه‎پردازظاهر شده است.

شخصیتی که تحصیلات عمیق آکادمیک ندارد اما توانسته است با تکیه بر دانش حوزوی و هوش و استعدادی مثال زدنی، حداقل بسیاری از صاحبان اندیشه را با ایده‎هایش به فکر فرو برد. ایشان با مکانیسم‎‎های انضباطی مدرن سر چالش دارد و شکستن عالمانه ساختار‎ها را طلب می‎کند و به‎شدت به‎دنبال خلق جایگزین است. خواندن مصاحبه پنجره با حجت الاسلام پناهیان به تمام موافقان و مخالفان وی توصیه می‎شود. 
 
شما اعتقاد دارید كه سبک زندگی جهادی و انسان‎‎های جهادی مختص به بچه حزب‎اللهی‎ها و اردوی‎‎های جهادی و یک قشر خاص در جامعه نیست و در واقع انسان جهادی برای شما همان انسان طراز جمهوری اسلامی است؛ همان انسانی که رسالت جمهوری اسلامی به‎عنوان نهاد قدرت، تربیت و به‎وجود آوردن چنین انسان‎‎هایی است. از سوي ديگر ديدگاه جنابعالی این است که خود جمهوری اسلامی موانعی را برای تولید چنین انسان‎‎هایی به‎وجود می‎آورد که به عنوان مثال گاهي شما سیطره مکانیسم‎‎های انضباطی شهروندان را نام مي‎بريد که مثلا دوربین‎‎های مداربسته و کارت‎‎های ساعت‎زنی سعی در اخلاقی کردن شهروندان دارد و به باور شما اين با اسلام قابل جمع نیست.آیا شما صریحا اعتقاد دارید كه بسیاری از مکانیسم‎‎های انضباطی شهروندان با روح دین سازگار نیست؟ با چه استدلالی چنین  ادعایی می‎کنید؟ 
 
البته بنده نه از باب توجه کردن به زندگی جهادی، بلکه از این باب فکر می‎کنم کارت ساعت‎زنی نمی‎تواند زیاد اسلامی باشد که فلسفه وجودی آن جزا و پاداش فوری و معین و مشخص است و از آن جایی که انسان‎ها به هر نوعی که زندگی کنند، کم کم شخصیتشان تحت تأثیر نوع زندگی‎شان قرار می‎گیرد، این کارت ساعت‎زنی می‎تواند این آثار منفی را به ‎دنبال داشته باشد که تمام فعالیت‎‎های کارمندان یک محیط را کاسب‎کارانه كرده و انگیزه‎ها را بر اساس جزا و پاداش تنظیم کند. آن وقت اگر کارمندان آن مجموعه تحت تأثیر سبک زندگی کارت ساعت‎زنی نظم پیدا کنند، دیگر فرصتی برای نظم اخلاقی و تقوایی به آن‎ها نداده‎ایم. 
 
بنده تصور می‎کنم در سبک زندگی خودمان باید یک فضایی را ایجاد کنیم که فرصتی برای تمرین اخلاق و ایمان و تجلی آن وجود داشته باشد. 
 
من این تناقضی که بین استفاده از کارت ساعت زنی و اسلام وجود دارد را خوب متوجه نمی‎شوم.
 
امیرالمؤمنین علی(ع) می‎فرماید كه: انسان باید شخصیتش شخصیتی باشد که در اثر تقوا به نظم برسد؛ در اثر خداترسی به کیفیت خوب در کار برسد. در اثر برای خدا کار کردن به بالاترین بهره وری برسد. وقتی کارفرما چنین انتظاری از کارمند خودش ندارد و هیچ تعریفی از این موضوع در محیط صورت نگیرد و روابط صرفا بر اساس دقایق کارت ساعت‎زنی باشد و مجازات‎ها فوری اعمال شود، دیگر انسان‎ها فرصت این را پیدا نمی‎کنند که بفهمند واقعا چه قدر نظم را با انگیزه‎‎های غیر مادی دوست دارند. فرایند تربیت یک فرایندی است که نیاز به فرصت دارد و اگر شما بخواهید انگیزه ایمان و تقوا را عامل نظم‎یابی یک انسان قرار دهید، باید به او فرصت دهید. روابط اگر زیاد ماشینی شود، فرصت برای عواطف، اخلاق و ایمان کم خواهد بود. این مسأله فقط در این‎جا نیست بلکه این به‎عنوان یک نمونه برجسته است. در زمینه‎‎های دیگر هم همین‎طور است. شما هر جایی قوانین و ضوابط حقوقی را افزایش بدهید، فرصت را برای تعامل انسانی، اخلاقی و عاطفی کاهش داده‎اید. انسان‎ها وقتی به ضوابط حقوقی بیشتر خیره شوند، از این جهت خوب است که مراقبت می‎کنند حق را ضایع نکنند اما ما باید به اين موضوع فکر کنیم که این‎ها کی باید اخلاقی رفتار کنند؟! به‎طور روشن حدیث شریف امیر المؤمنین (ع) را در این زمینه عرض می‎کنم که می‎تواند سؤال‎ها و ابهامات را برطرف کند که آیا واقعا راه رشد اخلاقی انسان این است که از ضوابط حقوقی فاصله بگیرد؟ فاصله گرفتن نه به معنای این‎که آن ضوابط را به‎عنوان حداقل رعایت نکند، بلکه به این معنا که فضای رفتاری خودش را تحت حاکمیت آن ضوابط قرار ندهد بلکه تحت حاکمیت ارزش‎‎های اخلاقی قرار دهد. امیرالمؤمنین علی(ع)می فرماید: «عامل المؤمنین بالایثار و عامل سایر الناس بالانصاف.» 
 
یعنی با مؤمنین ایثارگرانه برخورد کن و با سایر مردم با انصاف. 
 
انصاف چیز خوبی است و اسکلت زندگی بشر است و اگر این اسکلت وجود نداشته باشد، با هر زلزله‎ای فرو می‎ریزد. ارزش عدالت وانصاف بالاتر از ارزش کرم است ولی ما برای کریمانه برخورد کردن باید یک فرصتی بگذاریم تا خودش را نشان دهد. یعنی ما می‎توانیم در برخی از محیط کارها فرهنگی را حاکم کنیم که نیازی به كارت ساعت زدن نباشد. این‎که تمام محیط کار‎ها بدون استثنا می‎خواهند خودشان را وابسته به كارت ساعت زدن بکنند، نشان‎دهنده این است که ما هیچ محیط برگزیده و افراد شایسته‎ای که فرا‎تر از این ضوابط حداقلی با آن‎ها ارتباط برقرار بکنیم نداریم و یا این‎که مثلا وقتی می‎خواهیم رفتار کارمندان خودمان را با دوربین کنترل کنیم، نشان‎دهنده این است که ما از تربیت شخصیت آن‎ها عاجز بوده‎ایم و اصلا نمی‎خواهیم فرصتی برای امکان رشد شخصیت آن‎ها بگذاریم. 
 
این انسانی که شما از لزوم تربیت او صحبت می‎کنید چه‎کسی است؟ آیا این همان است که شما نامش را انسان جهادی گذاشته‎اید؟ 
 
پایه‎‎های زندگی جهادی برمی‎گردد به استقلال روحی فرد و استقلال او در شکل‎گیری انگیزه هایش برای رفتارها و عادت‎‎هایی که فراتر از منافع فردی و مقبولیت اجتماعی دارد و برای زندگی آرمان‎خواهانه خودش طراحی می‎کند. اگر یک انسانی فقط اسیر منافع خودش باشد و برای آرمان کار نکند، نمی‎تواند زندگی جهادی داشته باشد. اگر یک انسانی تحت تأثیر جامعه قرار داشته باشد و هنجار‎های مختلفی که در سطوح مختلف جامعه هست، بر رفتار‎ها و انگیزه‎‎های این فرد تحمیل شود، این فرد نمی‎تواند زندگی جهادی داشته باشد. مثلا بگوید اگر من خانه آنچنانی نداشته باشم، به من چنين و چنان مي‎گويند. حالا خودش هم زیاد طالب دنیا نیست ولی می‎خواهد استاندارد‎ها را در مقابل دیدگان دیگران رعایت کند. من الان فلان پست را نداشته باشم، می‎گویند تو بی‎عرضه‎ای. پس تلاش می‎کند برای مدیریت. از تمسخر دیگران می‎ترسد و استقلال روحی ندارد و می‎خواهد خودش را به استاندارد‎‎هایی که مردم به دلایل مختلف برای خودشان وضع کرده‎اند و هیچ پایه و اساسی ندارد، برساند. این انسان چون از استقلال برخوردار نیست- چه استقلال در مقابل نگاه دیگران و چه استقلال از منافع خودش- نمی‎تواند زندگی جهادی داشته باشد. طبیعتا این شخص سبک زندگی‎ای را انتخاب خواهد کرد که تحت تأثیر منافعش به او تحمیل شده است. اگر کسی این استقلال را داشته باشد، بسیاری از این ویژگی‎‎های برجسته‎ای را که در ادارات و در نظامات اجتماعی و ساختار‎های حقوقی به‎دنبال آن هستند، با انگیزه فردی خودش به دست آورده است. یعنی او اگر ظلم نمی‎کند، از ترس قوه قضاییه نیست. او اگر خوب کار می‎کند، به‎خاطر حق الزحمه اضافه کار انتهای ماه نیست. اگر از او قدردانی نشود، قهر نمی‎کند چون او با انگیزه‎ای مستقل و درونی خوب کار می‎کند و برای این‎که خوب کار می‎کند، نیازی به تشویق ندارد. 
 
آیا این همان انسان طراز جمهوری اسلامی است؟ همان انسانی که باید محصول حیات شهروندان در ساختار‎های جمهوری اسلامی  باشد؟ 
 
دقیقا همین‎طور است ولی چون خیلی‎ها فکر می‎کنند كه جهاد مسأله‎ای استثنایی در فضای دینی است و فضیلت غیرضروری تلقی می‎شود، ما مجبوریم با کلمه جهاد از آن یاد کنیم؛ در حالی‎که اگر چه ممکن است بعضی‎ها دین حداقلی داشته باشند، ولی قوام جامعه دینی همیشه وابسته به جهادگران است حتی در ایام صلح. بنابراين جهاد و روحیه جهادی و روحیه ایثار و استقلال روحی داشتن مربوط به دوران خاصی از بحران‎ها مثل دفاع مقدس نمی‎شود. اگر بخواهم حرف آخر را در این زمینه بزنم، بايد عرض کنم که هیچ‎گاه منظم‎ترین ساختار‎های اجتماعی برای تنظیم روابط و نظارت بر رفتار‎ها نمی‎تواند جامعه‎ای سعادتمند درست کند؛ چون حیات اجتماعی انسان توسط خدای متعال به‎گونه‎ای طراحی نشده است که بشود این‎جامعه و این انسان را بدون زندگي جهادی و نگاه ایثارگرانه به سعادت رساند. معنای دقیق این حرف این است که جهادگری صرفا مربوط به جوامع بحران زده نیست؛ مربوط به جوامعی نيست که در اثر ستم‎‎های بی‎شمار دچار عقب‎ماندگی هستند والان مجبورند عقب‎ماندگی خود را با فعالیت بیشتر جبران کنند. جهادگری فقط مربوط به رفع محرومیت‎ها و دفاع از مظلومیت‎ها نیست. جهادگری در یک جامعه منظم، متعادل و رو به پیشرفت با ساختار‎های اجتماعی متقن و نظارت‎‎های قوی مورد نیاز است و این است آن حقیقتی که ما باید به آن برسیم. 
 
با این دسته بندی شما از انسانی صحبت می‎کنید که دائما به‎دنبال منافعش نیست؛ احتمالا مبارزه با نفس می‎کند و خودش را با آموزه‎هاي ديني مدیریت و هدایت می‎کند. 
 
به‎نظر می‎رسد شما اعتقاد دارید از دل ساختار‎ی که مبنا و نگاهش با کارت ساعت‎زنی طراحی شده‎ است، فردیت‎ها و هویت‎‎های این چنین درنمی آید؟ 
 
احتمالش خیلی کم است. اساسا من باید بگویم خیر؛ از دل چنین ساختاری، فرد جهادگری بیرون نمی‎آید ولی چون انسان‎ها دارای فطرت خدایی هستند و به فضایل برجسته معنوی و اخلاقی علاقه دارند، ممکن است با وجود تحمیل این سبک زندگی -که او را وادار می‎کند زندگی غیر مجاهدانه‎ای داشته باشد- خودش به‎دلیل عوامل بیرونی انسان مجاهدی باشد ولی کارت ساعت‎زنی کسی را برای زندگی جهادی تربیت نمی‎کند. این‎طور نیست که شما بگویید من یک مدتی با کارت ساعت‎زنی تمرین می‎کنم و بعد می‎روم تمرین می‎کنم برای ایثار. 
 
پس جمع‎بندی شما این است که از دل این ساختار‎ها و مکانیسم‎‎های انضباطی مدرن غیر از استثنا‎ها به‎طور طبیعی هویت مجاهدانه  بیرون نمی‎آید؟ 
 
بله مگر این‎که کسی با داده‎‎های دیگری خودش را تحت تعلیم و تربیت دینی خاص قرار بدهد و با این‎که در این فضا زندگی می‎کند، اما به یک زندگي جهادی خوب برسد. 
 
و از آن جایی که برای شما سبک زندگی جهادی موضوعیت دارد و آن را قابل جمع با مکانیسم‎ها و ساختار‎های مدرن و غربی نمی‎دانید، به نوعی خواستار از بین رفتن ساختار‎های متكي بر مکانیسم‎‎های انضباطی می‎شوید؟ 
 
بله برای این‎که ما بتوانیم ساختار‎های غربی را از بین ببریم، بايد همين كار را انجام دهيم. البته تعبیر بهتر از کلمه غربی این است که بگوییم ساختار‎‎های غیر انسانی و حتی این تعبیر بهتر از این است که بگوییم ساختار‎های غیر اسلامی. مگر اسلام چه ساختاری را به ما پیشنهاد می‎کند؟ می‎گوید ساختاری را طراحی کن که بتواند انسان را به اوج خودشکوفایی برساند. چه زماني انسان به اوج رضایت‎مندی خواهد رسید؟ وقتی كه انسان بیشترین شکوفایی را در استعداد‎ها و در فطرت خودش ببیند. من اساسا از شما می‎خواهم که بنشینید فکر کنید و تعریف یک جامعه پیشرفته را برای من توضیح دهید. آیا یک جامعه پیشرفته یعنی تنها برخی از افراد جامعه بتوانند نخبه بشوند حتي اگر بسیاری از کسانی که می‎توانستند نخبه بشوند در این فرایند از بین بروند؟ و برخی از این نخبه‎ها بتوانند برخی از این سرمایه‎داران را سرمایه‎دار‎تر بکنند تا آن‎ها با رفاه بسیار زیادتر از بقیه مردم و فراهم آوردن رفاه نسبی برای توده‎‎های مردم به سلطه خود بر جوامع ادامه دهند؟ آیا این معنای پیشرفت یک جامعه است؟ جوامع پیشرفته غربی تعریفی جز این ندارند. از میان مردم به برخی فرصت می‎دهند که نخبه شوند و از میان نخبگان بعضی‎ها را به‎کار می‎گیرند و از میان اختراعات و اكتشافات آن‎ها بعضی را مورد استفاده قرار مي‎دهند. در این‎جا انسان‎ها به شیوه‎ای که خودشان دوست دارند، نمی‎توانند زندگی کنند. در جوامع غربی همواره سبک زندگی به توده مردم تحمیل می‎شود و ریشه شروع فساد هم همین است. انسان‎ها نمی‎خواهند این‎قدر فاسد باشند. اصلا انسان‎ها این‎قدر دنبال هرزگی نیستند. این به‎خاطر روش استکباری نظامات غربی است که دوست دارند توده‎ها را استثمار کنند و راهی جز این ندارند و این شیوه مدیریت جامعه است. 
 
ولی شما فکر نمی‎کنید که جمهوری اسلامی خود نیز بسیاری از این مکانیسم‎ها را قرض می‎گیرد و در واقع در بعضی حوزه‎ها همان شیوه‎ها را اجرا می‎کند؟ 
 
بله الان عرض می‎کنم. ما باید علیه آن ساختار‎ها که اجازه خودشکوفایی به انسان‎ها نمی‎دهند و به معنای حقیقی کلمه فرصت مساوی برای انسان‎ها قایل نمی‎شوند، قيام كنيم؛ هرچند شعارهای‎شان را به‎صورت دموکراتیک بیان می‎کنند اما دروغشان دیگر بعد از این تجربه صد ساله ثابت شده است. قیام ما علیه این ساختار‎ها نه تنها بايد با تکیه بر مفاهیم دینی و عقلانیت این مفاهیم باشد، بلکه بايد با تکیه بر نقد عالمانه‎ای که در فضای دانشگاهی صورت می‎گیرد، این ساختار‎ها را ریشه کن كرده و ساختار‎های عادلانه دینی خودمان را جایگزین کنیم. اما خوشبختانه يا بدبختانه عملا چنین اتفاقی در جمهوری اسلامی نمی‎افتد! چون ساختار‎های جزئی هنوز اصلاح نشده‎اند. فطرت انسان‎ها و جذابیت و عقلانیت دین -که هر کس با آن ارتباط برقرار می‎کند، نمی‎تواند از کنارش به سادگی رد شود- عوامل رشد فرهنگی و معنوی ما هستند و گرنه کار شایسته‎ای صورت نگرفته است. الان فیلم‎‎های سینمایی ما باید در جهت نقد آثار مخرب تمدن غرب باشد؛ به ويژه آن بخش خوب غرب. ما در نشان دادن وجوه مخرب قسمت‎‎های به ظاهر خوب غرب کم کاری کرده‎ایم. 
 
قسمت‎هاي خوب غرب؟ 
 
من وقتی می‎گویم غرب نمی‎خواهم به فساد کنار دریا‎ها و روابط مستهجن زن و مرد در آن‎جا اشاره بکنم و بگویم این‎ها خلاف شرع است. بنده می‎خواهم به ترافیک و نظم جاری در خیابان‎ها و زندگی غربی اشاره کنم و بگویم که اينها از راه درستی به دست نیامده‎ است. ما می‎توانیم نظم نامشروع يا نظم مشروع داشته باشیم؛ مثل پول نامشروع و پول مشروع. وقتی که نظم با انگیزه‎‎های انسانی درست ایجاد نشود، این می‎شود یک نظم نامشروع و نظم موجود در تمدن غرب هم نظم نامشروع است. این نظم به چپاول کشور‎‎های دیگر و غارت آن‎ها اتكاء دارد. این نظم به عقلانیت مادی و خودخواهی سرمایه‎داری وابسته است. این چیزی نیست که اسلام می‎خواسته است. من به‎شدت به این سخن اعتراض دارم که از سید جمال الدین اسد آبادی مشهور شده و می‎گوید: «من اسلام را در غرب و مسلمان‎ها را در شرق دیدم» چه‎چیز اسلام را ایشان در غرب دیده است؟ اگر یک نمونه‎اش را بخواهیم نظمی در نظر بگیريم که در خیابان‎ها و در ترافیک آن‎جا هست، باید ببینیم این نظم برآمده از چه فرهنگی و برآمده از چه طرز تلقی از زندگی است؟ این نظم بر آمده از نظام سرمایه‎داری و منفعت‎طلبی است که در نهایت به ظلم فاحش به جهان بشریت منجر می‎شود. این نظم ممکن است ظاهرش شبیه نظمی باشد که اسلام می‎خواهد ولی اسلام نیست. 
 
شما اسم نظم امروزی مدرن را نظم نامشروع می‎گذارید و خواستار از بین رفتن چنین نظمی هستید. عده‎ای خواهند گفت آقای پناهیان به نوعی دارد آنارشیسم را ترویج می‎کند؛ حداقل در مواجهه با ساختار‎های مدرن. 
 
آیا ما در دوران دفاع مقدس و در بين بسیجی‎‎هایی که داراي سلسله مراتب ارتشی و نظامی نبودند اما نظم بيشتري از ارتشی‎ها و نظامی‎‎های دنیا داشتند، نوعی آنارشیسم می‎دیدیم؟ آن نظم مبتنی بر ایثار و ولایت‎مداری بود. ولایت‎مداری خودش یک ساختار است. این ساختاری است که خیلی زیبا‎تر جامعه را به نظم درمی‎آورد و جامعه را خیلی قدرتمند‎تر می کند.
منبع:http://www.mashreghnews.ir/fa/print/152861

دسته بندی :

به اطلاع می رساند کلاسهای درس استاد دکتر جواد طهماسبی در دوره کارشناسی ارشد،  روز جمعه مورّخ ۳/۹/۹۱ به این شرح  در دانشکده تحصیلات تکمیلی برگزارمی شود:

۱- صبح از ساعت ۸ صبح تا۱۲ حقوق جزای بین الملل

۲- عصر از ساعت ۱۳ تا ۱۷ عصر آئین دادرسی کیفری.


دسته بندی :


به اطلاع می رساند کلاسهای درس استاد دکتر ایرج گلدوزیان شامل حقوق جزای عمومی و... ، از ساعت 10 صبح روز جمعه91/8/26 تا عصر همان روز در دانشکده تحصیلات تکمیلی برگزارمی شود.


دسته بندی : حقوق جزا

برنامه درسهای دوره كارشناسي ارشد رشته حقوق جزا و جرم شناسي دانشگاه آزاد سلامی واحدخرّم آباد:

رديف

درسهای نیمسال اول

نوع درس

تعداد واحد

 

درسهای  جبراني براي دانشجوياني كه ليسانس آنها با رشته حقوق غير مرتبط است.

رديف

نام درس

تعداد واحد

پيش نياز(بر اساس نظر گروه)

1

2

3

4

5

6

7

8

9

 

مقدمه علم حقوق

حقوق جزای عمومی 1

حقوق جزای عمومی 2

حقوق جزای عمومی 3

آئين دادرسي مدني 1

حقوق مدني1

حقوق مدني 2

حقوق مدنی 3

حقوق مدنی 4

 

2

3

2

2

2

1

2

3

2

الزامی

الزامی

حقوق جزای عمومی 1

حقوق جزای عمومی 2

مقدمه علم حقوق

مقدمه علم حقوق

حقوق مدنی 1

حقوق مدنی2

حقوق مدنی3

 

 

1

2

3

4

 

5

حقوق جزاي عمومي 1

متون فقه جزائي 1

حقوق‌جزاي‌اختصاصي1

روش تحقیق

 

روانشناسی جنایی

الزامي

الزامي

الزامي

الزامی-جبرانی


اختياري

2

2

2

2

 

2

رديف

درسهای نیمسال دوم

نوع درس

تعدادواحد

1

2

3

4

5

آئين دادرسي كيفري

پزشكي قانوني

متون فقه جزائي 2

متون‌حقوقي‌به‌زبان‌خارجي

حقوق‌جزاي‌اختصاصي2

 

الزامي

الزامي

الزامي

الزامي

اختياري

2

2

1

2

2

رديف

درسهای نیمسال سوم

نوع درس

تعدادواحد

1

2

3

4

5

جرم شناسي

جامعه شناسي جنایی

حقوق جزاي بين المللي

سمينار

حقوق جزاي تطبيقي

آیات الاحکام

حقوق کیفری اقتصادی

الزامي

الزامي

الزامي

الزامي

اختياري

اختیاری

اختیاری

2

2

2

1

2

1

1

رديف

درسهای نیمسال چهارم

 

 

1

پايان نامه

الزامي

6

 

موارد قالب توجّه:

1-       دانشجوياني كه دوره تحصیلی کارشناسی آنها غير مرتبط با رشته حقوق است ؛ علاوه بر درسهای اصلی الزامي و اختياري ، می بايد 12 واحد از درسهای جبراني دوره کارشناسی به شرح فوق را با نظر گروه بگذرانند. درسهای مذكور از برنامه درسی دوره کارشناسی دانشگاه ذیربط انتخاب مي شوند.

2-      دانشجویانی که در دوره کارشناسی درسهای «وصایا» و « آشنایی با مبانی کامپیوتر» را نگذرانده اند مکلّف به گذراندن آنها همانند درسهای جبرانی هستند.

3-      دانشجويان ورودي 1389 به بعد از مجموع دروس اختياري 6 واحد بايد بگذرانند  .

4-      گذراندن درس «روش تحقیق» برای کلّیه دانشجویانی که در دوره کارشناسی ، 2واحد درس نظری روش تحقیق را نگذرانده اند ؛ الزامی است مگر دانشجویانی که تا اسفندماه 1389درس پایان نامه را انتخاب واحد کرده باشند.

5-      سقف سنوات تحصیل در دوره کارشناسی ارشد حداکثر 3سال(6نیمسال)است.در قبال12واحدجبرانی ، یک نیمسال به سنوات تحصیلی اضافه می شود.

6-       حدّاقل نمره قبولی در هر درس اعم از اصلی ، اختیاری و جبرانی 12 از 20 است.معدّل دانشجو در هر نیمسال نباید کمتر از 14 باشد. در غیر این صورت مشروطی محسوب می شودو در نیمسال بعد به انتخاب بیشتر از 8واحد درسی اعم از اصلی،اختیاری و جبرانی مجاز نخواهد بود.سقف مشروطی در طول دوره فقط یک نیمسال تحصیلی است.

7-       درسهای دوره ارشد قابلیّت معادلسازی با دوره های قبل از آن را ندارد.